اي کاش فقط خودشان فاسد مي ماندند
محمد علي عسگري
اين روزها بحث از فساد در ايران تقريبا فراگير شده است . کم تر جايي يا محفلي را مي يابي که در آن از فسادانگيزان گلايه نشود و يا ابعاد و جوانب اين فساد مورد شکايت مردم قرار نگيرد . بخصوص فسادي که در بين مقامات سطح بالا و جود دارد و گاه به صورت فساد « آقا زاده » ها خود را نشان مي دهد . هر ازچند گاه نيز رسانه ها پرونده اي را افشاء مي کنند که مربوط به فسادهاي مالي يا اخلاقي و جنسي و غيره است . دراين ميان صاحبان نظر تلاش مي کنند راههاي مبارزه با فساد را گوشزد کنند و مثلا بگويند باز گذاشتن دست رسانه ها و داشتن رسانه هاي مستقل و آزاد يکي از بهترين راهکارهاي تجربه شده جهاني در زمينه مبارزه با فساد هاي سيستماتيک است . همين جا بگويم منظور از فساد سيستماتيک نيز باز نوعي فساد گسترده است که از يک فرد به يک سيستم يا کل يک حکومت سرايت کرده باشد و به قولي همه دست اندرکاران را با خود درگير کرده باشد . در چنين فضايي ديگر کم تر مي توان مديري يا رييسي را يافت که دامني آلوده نداشته باشد و به گونه اي در يک اختلاس يا رشوه خواري و از اين قبيل جرايم دست نداشته باشد .
اما اگر از همه اين ها فراتر برويم بايد گفت مشکل کنوني کشور ما فاسد بودن اين يا آن مقام يا حتي اين يا آن دولت يا اين يا آن جناح سياسي و مذهبي نيست . به نظر من فساد همچون ويروسي در اعماق جامعه نفوذ کرده و همه را به خود آلوده است . به طوري که براي مثال اگر شما بخواهيد يک قطعه کوچک از خودروتان را تعويض کنيد مطمئن نيستيد سرتان کلاه نرفته باشد . يا اگر براي خريد چند کيلو ميوه به مغازه اي مي رويد يا حتي مي رويد يک بسته سيگاري از سوپري محل بگيريد خيال تان راحت نيست که دراين معامله پيش پا افتاده غل و غشي به وجود نيامده باشد . فساد در محيط هاي آموزشي ، فرهنگي ، اقتصادي به صورت لايه هاي تو در تو موج مي زند . وقتي ناظمي يا معلمي ( حتي معلم قرآن ) به چندين و چند دانش آموز تجاوز مي کند ، کارمندي با رشوه گرفتن پرونده ها را جا به جا و از ماهيت تغيير مي دهد ، در اداره اي با هک کردن هزاران خودرو غير مجاز وارد کشور مي شود ، حتي در دانشگاه ها در سطوح بالا تر با دادن رشوه و پول مي توان از سدهاي مهيب به راحتي و بدون دغدغه عبور کرد و به مدارک دانشگاهي دست يافت و ... حتي در جايي که ديگر نتواني به برادر و خواهر خود اطمينان نداشته باشي همه و همه نشان از يک فساد گسترده در بند بند يک جامعه خبر مي دهد . فسادي که البته سرمنشاء آن را بايد به حکم همان آيه قرآني (إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ » همان حاکمان دانست .
اينجاست که بايد گفت اي کاش فقط يک عده اي فاسد بودند و درهمان فسادشان باقي مي ماندند . اي کاش فقط يک دولت فاسد بود و اين فساد محدود به همان مي ماند . مشکل عظيم تر دراين است که فساد از يکي از همين روزنه ها داخل شده و به مرور زمان در رگ و ريشه يک اجتماع پيش مي رود . وقتي سر تا پاي يک جامعه اي را چنين فسادي فرا بگيرد ديگر نمي شود با آزاد کردن رسانه ها يا تعويض بعضي مقامات و دولت ها آن را برطرف نمود . اينجا ديگر نياز به يک جراحي بزرگ و عميق است . نوعي عمليات حياتي تا بتواند تمام خون هاي آلوده را از بدن بيمار خارج کرده و به جاي آنها خوني سالم پمپاژ نمايد. شايد عملياتي از قبيل يک انقلاب . اما نه انقلاب هاي سياسي که فقط سران نظامي را تغيير مي دهند . بلکه انقلابي از آن نوع که زير ساخت ها وزيربناهاي ذهن و زندگي يک جامعه را دستخوش دگرگوني کند .
برچسب:
نویسنده: شیوا فرهادی