*معرفی کتاب قرآن و زنان
بالاخره بعد از دوسال رفت و برگشت به ارشاد و چانه زنی های متعدد و متنوع ، کتاب « قرآن و زنان؛ خوانشی زنانه و رهایی بخش» مجوز گرفت و منتشر شد. این کتاب نوشته خانم أسماء المرابط نویسنده و پژوهشگر مراکشی است که دوسال پیش من آن را به فارسی برگردانده بودم. کتاب در 277 صفحه و در سه بخش آماده شده است: بخش اول تحت عنوان « وقتی قرآن از زنان سخن می گوید» آمده و در آن داستان همه زنانی بازخوانی شده است که در قرآن از آنها نام برده و زندگی یا مبارزات شان توصیف شده است. این زنان از بلقیس و زلیخا تا مریم مقدس را در بر می گیرد و نشان می دهد قرآن به همه نوع و تیپ زنان توجه داشته است. بخش دوم تحت عنوان « وقتی قرآن با زنان سخن می گوید» است که در آن نویسنده بر روی آیاتی انگشت می گذارد که خداوند در پاسخ و یا اعتراض مستقیم زنان آنها را نازل کرده و طبعا در جریان آن به برخی از مسائل و مشکلات شان ازجمله ارث، تعدد زوجات، حجاب، خشونت علیه زنان و حضور سیاسی و اجتماعی شان در دوران صدر اسلام اشاره شده است. المرابط با تحلیل این قضایا از برخورد قرآن با زنان در آن دوران به عنوان یک انقلاب موفق در حوزه حقوق زنان یاد می کند. بخش سوم شامل یک مصاحبه طولانی با خانم أسماء المرابط است که در آن او دیدگاه های خودش را در باره قرآن و فهم نادرست مسلمانان از آن مطرح کرده است. این کتاب به « زنان؛ این پرچمداران راستین عشق آزادی و برابری » تقدیم شده است و مترجم و نویسنده در دو مقدمه جداگانه توضیحاتی را در باره اهمیت و جایگاه آن آورده اند.
درمقدمه مترجم آمده است« از یک صد سال پیش تاکنون روشنفکران مسلمان می کوشند با بازگشت به جوهر اسلام اندیشه و جوامع خود را احیاء و بازسازی کنند. اما این کوشش ها هنوز نتوانسته است آنچنان که انتظار می رفت به بار نشسته و دستاوردهای علمی و عینی قابل دفاعی داشته باشد. برای مثال درحوزه مسایل زنان، برخی متفکران اسلامی ازجمله دکتر علی شریعتی کوشیدند در میان دو الگوی « زن سنتی » و « زن مدرن » از « زن مسلمان » بگویند که در حد واسط این دو الگو قرار گرفته و ضمن تکیه بر هویت دینی خود تفکری مدرن و نوین دارد. اما الگویی که پس از انقلاب در ایران به عنوان زن مسلمان معرفی شد هرچند در ظاهر شباهت هایی به طرح پیشین داشت اما به لحاظ محتوایی کاملا در نقطه مقابل آن قرار می گرفت. در واقع الگویی که برای زن مسلمان از سوی مراجع رسمی معرفی شد، چیزی جز تداوم همان زن سنتی نبود که صرفا به دلیل شرایط سیاسی جدید اندکی زرق و برق پیدا کرده بود. حضور هر از چند گاه برخی از چهره های شاخص این جریان اعم از روحانی یا غیر روحانی و مرد یا زن در تلویزیون و افاضات شان پیرامون مسایل خانه و خانواده یا روابط زناشویی آنچنان دور از عقل و دین جلوه کرد که حتی دست اندرکاران رسانه ها را ناگزیر به رتوش یا سانسور آنها می ساخت.»
نویسنده نیز در مقدمه خود گفته است« از مدت ها پیش حل مشکل زن مسلمان در گرو دو دیدگاه متناقض قرار داشته است؛ یکی قرائت خشک و محافظه کارانه اسلامی و دیگری قرائتی غربی و فارغ از دین و حتی دشمن با اسلام. در این میان بی تردید زن مسلمان یک قربانی است ». المرابط در این کتاب به طور مستقیم و بی هیچ واسطه ای به سراغ قرآن رفته است تا دریابد که این کتاب مقدس مسلمانان در باره زنان چه می گوید و چه نمی گوید. بخصوص تفسیرهای ناروایی که از سوی محافل خاصی ارایه شده و کاملا در جهت تضییع حقوق زنان بوده است. او « خوانشی زنانه و رهایی بخش » را سرلوحه کار خود قرار داده و می گوید « این خوانش رهایی بخش خواهد توانست به زن استقلال واقعی و هویت اسلامی اصیل خود را چه ازجهت حقوق و چه از نظر مسئولیت هایی که متوجه اوست اعطاء کند. کما اینکه خواهد توانست ضمن اعتراف به حقوق زنان در نهایت آنان را به عنوان شرکای اصلی در روند اصلاح و بازسازی تفسیر دینی - که اخیرا جهان اسلامی ما شاهد آن است- فعال سازد.»
المرابط برخورد اسلام با زنان را در ابتدای پیدایش این دین، یک انقلاب گسترده اجتماعی و ازجمله یک انقلاب زنانه می داند و می گوید « این در واقع یک انقلاب زنانه بود که در آن صحرای سوزان عربستان شکوفه می داد. وحی قرآنی و تعالیم نبوی، از مردان و زنان می خواست بر اساس نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری کنند. به سرعت زنان نیز در کنار مردان جایگاه خود را در مسجد یافتند تا هم آموزش دیده و هم درهرگونه تصمیماتی که از سوی گروه مسلمانان اتخاذ می شد حضور داشته و به آنها عمل کنند. اما بعد از گذشت یک قرن، مساجد ما به فضاهایی بسته و مخصوص مردان تبدیل شد به گونه ای که زنان در جاهایی تنگ و تاریک قرار گرفتند و با دیوارها و پرده ها از بقیه جدا شدند. در اماکن رشد و توسعه و مراکز علمی و قدرت نیز با زنان به همین سبک رفتار شد تا روز به روز از جایگاه ومنزلت شان کاسته شود.» نویسنده با نقد وضعیت کنونی جوامع اسلامی می گوید« به سرعت آن انقلاب زنانه ای را که شروع شده بود و می رفت تا بر سنت های تبعیض آمیز غلبه کند ناکام گذاشتند و مهم ترین دغدغه گفتمان دینی شد محدود کردن آزادی هایی که اتفاقا زنان در پرتو اسلام کسب کرده بودند و حالا تحت شعار اخلاقیات دینی از آنها پس گرفته می شد».
المرابط در مصاحبه خود نیز به صراحت اعلام می کند « به طور قطع من از آزادی حجاب دفاع می کنم و می گویم تحمیل یک نوع پوشش دیدگاهی نژاد پرستانه است.در قرآن از « لباس تقوا » صحبت شده است. آیا لباس تقوا پوشش خاصی دارد؟ این لباس در درون قلب و در اعمال ماست. برای همین است که می گویم این اسلام سیاسی بود که حجاب را مساله کرد. حال آنکه پیش تر این عفت و حیاء بود که فرهنگ ما را تشکیل می داد. درکشور ما هر منطقه ای برای خودش پوشش مخصوص خود را داشت و خیلی هم متنوع بود».
تلاش های أسماء المرابط در مسیر آزادی زنان مسلمان را باید در ادامه تلاش های متفکرانی از قبیل فضل الرحمان، أمینه ودود، فاطمه مرنیسی، نوال السعداوی و ... دانست که از شرق تا غرب جهان اسلام به دنبال ارایه تفسیری جدید از قرآن بخصوص در ارتباط با حقوق زنان هستند. انتشار این کتاب در شرایطی که زنان ما به دنبال سالها تحقیر و توهین و تضییع حقوق شان قیام کرده اند تا رهایی خود و هم میهنان شان را به ارمغان آورند، معنا و مفهوم دیگری پیدا می کند که باید چنین فرصتی را مغتنم شمرد. کتاب قرآن و زنان با بهای 130 هزار تومان از سوی انتشارات صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شده است.
برچسب:
نویسنده: شیوا فرهادی