علاج واقعه قبل از وقوع
پنجمين شب درگيري ها نيز سپري شد اما اوضاع کشور آرام نگرفت . مقامات امنيتي وعده مي دهند تا يکي دو روز ديگر اوضاع آرام خواهد شد . اما کم تر کسي اين وعده ها را باور مي کند . بي اعتمادي عمومي موجب شده هيچ حرفي و وعده اي تا صحتش به اثبات نرسيده باور نشود . دراين ميان براي کنترل اوضاع دو را هکار مهم پيشنهاد مي شود که قابل تامل است : يکي اينکه با سرکوب هاي بيشتر اغتشاش گران را دستگير و اوضاع را آرام کنند . اين راهکار نهادهاي امنيتي و سياسي و بخصوص بخش هاي انتصابي است . متاسفانه بعضي از اعضاي دولت روحاني نيز فريب اين ها را خورده و همين حرف ها را تکرار مي کنند . حتي تاسف بار تر اينکه گاه شخص روحاني نيز به دليل سوابق امنيتي گذشته اي که دارد با منتسب کرده سررشته اعتراضات به خارج از کشور دچار چنين توهمي مي شود . براي مثال از زبان او مي شنويم که مي گويد « اين ها که چيزي نيست و اگر اقتضاء کند جمعيت ميليوني به خيابان مي آيند تا از نظام و انقلاب دفاع کنند » و از اين قبيل حرف ها ..
اما گروه ديگر راهکار مسالمت جويانه و بهتري ارايه مي کنند و آن اينکه اجازه داده شود مردم به صورت قانوني تجمعات برگزار کنند . دراين رابطه تلاش هايي هم صورت گرفته اما هنوز به نتيجه نرسيده است . برگزاري تجمعات قانوني به معناي به عرصه کشاندن اعتراضات پنهان و شبانه و آفتابي کردن مخالفت هاست . اين راهکار از يک سو مانع مي شود که مخالفت ها بيش از اين به خشونت کشيده و خسارت هايي را بر جان و مال مردم تحميل کند . چنانکه طي روزهاي گذشته تا کنون دست کم 24 نفر ( آمارهاي رسمي ) کشته و صدها نفر بازداشت و صدها نفر ديگر مجروح شده اند . به اموال عمومي خسارت هاي سنگيني وارد شده است و بر شکاف دولت – ملت افزوده است . ادامه اين روند و سرکوب هاي خشن تر به صورت طبيعي اعتراضات را هم به سمت راهکار خشونت بار تر سوق مي دهد و زمينه را براي بروز و ظهور گروه ها و يا گروهک هاي مسلح مهيا مي کند. درست است که ما در 1 داعش نداريم اما اگر شرايطش به وجود آيد داعش وطني هم ظهور خواهد کرد . بايد از تحولات سوريه و عراق درس گرفت و به آن سمت نرفت . مخالفت ها در سوريه از ترسيم يک کاريکاتور براي بشار اسد شروع شد اما وقتي سرکوب هاي وحشيانه صورت گرفت به صورت طبيعي مردم نيز دست به اسلحه بردند و همين موضوع موجب بروز جنگ داخلي و به دنبال آن دخالت کشورهاي ديگر و ظهور غول هايي مثل جبهه النصره و داعش شد .
علني کردن اعتراضات و اجازه دادن به تجمعات قانوي يک حسن ديگر هم دارد و آن اينکه شعارها را سامان مي دهد و خواسته هاي معترضان را صيقل مي زند و به صورت شسته رفته تحويل مقامات کشور مي دهد . به عبارتي ديگر به صورتي متمدنانه به گوش مسئولان مي رساند که مردم چه مي خواهند يا از چه چيزي ناراضي هستند . شايد آنها خواستار يک رفراندوم سراسري باشند . شايد بخواهد اصلاحات شتاب بيشتري بگيرد . شايد حتي خواستار تغيير حکومت باشند . يا صدها خواسته ديگر که ممکن است منطقي يا غير منطقي باشد . دست کم تجمعات قانوني اجازه مي دهد که اين خواسته ها غربال شود . به اين معنا که خواسته هاي غير منطقي کنار گذاشته شده و خواسته هاي منطقي و مرحله اي به ميان کشيده شود . تنها دراين صورت خواهد بود که « اين تهديد ها به فرصت تبديل خواهد شد » و حکومت نيز مي تواند از آن منتفع گردد . تنها دراين صورت است که اين حرکت « بي سر » براي خود « سرو سامان» ي پيدا مي کند و سخنگوياني مي يابد که بشود با آنها گفتگو و تعامل کرد .
اما يک نکته باريک تر از مو دراينجا هست که بايد مد نظر قرار گيرد و آن بي اعتمادي عمومي جامعه به مقامات مسئول کشور است . اين بي اعتمادي موجب مي شود تا معترضان بگويند گيريم که ما خواسته هاي مان را مطرح کرديم ازکجا معلوم که گوش شنوايي براي آن وجود داشته باشد ؟ از کجا معلوم که اين يک نمايش ظاهري نباشد براي تخليه کردن عقده هاي جامعه و بعد از چند روز يا چند ماه همه چيز فراموش خواهد شد . براي رفع اين بي اعتمادي بايد چاره اي عاجل انديشيد . دولت و نظام بايد با دست زدن به کاري روشن و معنا دارد اين اعتماد را دوباره به ملت برگرداند . بايد نشان دهند که حرف مردم را شنيده و به صورتي جدي و واقعي بدور از هر گونه حاشيه يا فريب کاري قصد دارند رضايت شان را جلب کنند. تجديد نظر در تعديل هاي اقتصادي به نفع توده هاي مردم ، آزاد کردن بعضي زندانيان سياسي و بخصوص برداشتن حصر از برخي شخصيت ها ازجمله راهکاري هاي فوري و فوتي است که مي تواند اعتماد از دست رفته را دوباره به مردم بازگرداند . هر نظامي اگر بخواهد اعتماد مردم را جلب کند راهکارش را پيدا خواهد کرد . مساله اصلي بر سر اراده اي است که قصد انجام چنين کاري را داشته باشد . نه آن اراده اي که همواره توهم برخورداري از يک « اعتماد صد در صدي » داشته و حتي بالاتر از اين ها معتقد است به دليل ماهيت ديني و الهي خود مردم نبايد به خود اجازه دهند که ايراد يا اعتراضي داشته باشند . نگرش متوهمي متاسفانه عامل اصلي بسياري از مشکلات است .
برچسب:
نویسنده: شیوا فرهادی