خرید بک لینک

کوروش ريشه هاي ماست

من نمي فهمم در شرايطي که دولت ايران به شدت به يک همگرايي ملي و جامع مرکب از همه اقوام و مليت ها نياز دارد تا در برابر تهديدهاي خارجي به ويژه تهديدهاي امثال ترامپ و آمريکا بتواند ايستادگي کند چرا بعضي تيشه به ريشه ها مي زنند و مثلا با طرح موضوع سپنتا يا حمله به زايران کورش وحدت ملي جامعه را در چنين شرايطي به جاي تقويت به شدت آسيب پذير مي کنند ؟

مي گويند در دوران جنگ جهاني دوم وقتي آلمان ها به روسيه حمله کردند لنين دستور داد در کليساها را باز کنند تا مسيحيان که پيش از آن در فشار بودند بتوانند مراسم ديني شان را در آزادي به جاي آورند و به اين وسيله در يک شرايط بحراني وجنگ پشت و پناه دولت کمونيستي باشند . دولتي که با مذهب ضديتي تام و تمام داشت و مي خواست آن را از ريشه برکند . اين حداقل خرد سياسي است که يک حکومت در شرايط بحراني تلاش کند از همه اقشار جامعه براي حفظ دولت و حکومتش بهره ببرد . اما متاسفانه ما درايران با وضعيتي کاملا برعکس مواجه ايم . شوراي نگهبان بعد از يک دوره که فردي نماينده مردم بوده و کارنامه اي مقبول داشته است تازه از خواب بيدار شده وحکم به غير شرعي بودن وکالتش مي دهد . وقتي هم از در و ديوار صدا مي آيد که آقايان استدلال شما از اساس اشتباه است و به قول آيت الله صانعي حکم اين فرد نوعي « وکالت » است نه « ولايت » و قرار نيست براي کسي نقشه بکشد يا بر کسي حکومت کند ، گوششان بدهکار نيست که نيست و سخنگوي شوراي مذکور چنان دفاع مي کند که گويي حکمي ابدي و ازلي و لا يتغير داده شده است و آن را بايد چون وحي منزل پذيرفت و در باره اش چون وچرا نکرد .

در موضوع کوروش نيز شاهد همين تراژدي سوزناک هستيم . سالها بود علما و فقهاي شيعي تلاش مي کردند اثبات کنند کوروش همان « ذوالقرنين » ذکر شده در قرآن است و به اين وسيله مقام او را تا انبياء واوليا بالا برده و به همه آدم و عالم فخر مي فروختند که اين پادشاه کشور ماست که به چنين مقامي نايل شده است . حالا که گروهي يا جمعي مي روند تا به مناسبت تولدش به او احترام کنند و يادش را گرامي بدارند ، چه ولوله اي برپا شده است . بعضي مقام هاي رسمي از همان اول شمشير را از رو بسته و با طرح اينکه با يک توطئه « ضد انقلاب » و « منافقين » روبرو هستند تمام خاطرات کهنه و خصومت هاي از ياد رفته قديمي را دوباره در اذهان زنده مي کنند تا به اين وسيله در درجه اول نشان دهند که گويي همان « منافقين » بعد از سالها نابودي و ويراني حياتي دوباره پيدا کرده و به چنان قدرتي دست يافته اند که که مي توانند به طرفه العيني چنان زلزله اي دراين کشور به پا کنند !!!!

واقعا اگر کمترين خرد سياسي وجود داشت حکومت به جاي اين هول و هراس و تبليغات رايگان به نفع دشمنان ، خودش هم پيشقدم مي شد و از کوروش يادي نيک مي کرد . او را مي ستود و حتي در پايتخت خياباني را به نام او مي زد يا مجسمه اي از او در جايي برپا مي داشت . مگر چه اتفاقي مي افتاد ؟ از آن شکاف ملت - دولت کاسته مي شد و مردم از حکومت شان راضي تر و درنهايت در مقابل خطر خارجي بيشتر پشتيباني مي کردند . مگر همين چند روز پيش نبود که وقتي ترامپ واژه جعلي خليج عربي را به کار برد ملت و دولت ايران يک صدا آن را محکوم کردند و خيلي ها گفتند اين طرز بيان ترامپ کاملا به نفع ايران بود و برخلاف تصورات وانتظاراتش پيوند بين مردم وحکومت را محکم تر کرد ؟

کوروش از ماست نه از اسراييلي ها يا ترکمنستاني ها ، آذربايجاني ها و .. . کوروش ريشه هاي ماست و ما به اين ريشه ها افتخار مي کنيم . همانطور که زرتشت ريشه هاي ماست و ما به آيين پاک و پيراسته او افتخار مي کنيم. ملت ما در دامن همين ها بزرگ شد و رشد کرد و وقتي اسلام بر او عرضه شد آن را با جان و دل پذيرفت و با همين پشتوانه تمدني و فرهنگي بود که توانست از همان ابتدا مرزهاي بين اسلام واقعي و خلافت اموي و عباسي را از هم تفکيک کند و در شمايل انديشه شيعي خود بازتاب دهد . مگر ما در محافل عمومي و کتاب هاي درسي از تمدن « ايراني اسلامي » و تلاش براي احياي آن حرف نمي زنيم ؟ آيا چنين تمدني بدون امثال کوروش و داريوش قابل تصور است ؟

برچسب: نویسنده: شیوا فرهادی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 16:00

صفحه بندی