با تحریمی ها همسو نشویم
این روزها با معرفی کابینه جدید روحانی و حرف و حدیث هایی که پیرامون آن به وجود آمد نوعی سرخوردگی در بین نیروهای فعال سیاسی بروز کرده است . دراین میان کسانی که طرفدار تحریم انتخابات بودند تیغ تیز انتقاد گشوده و همه فعالانی را هدف قرار می دهند که با تلاش صادقانه خواستار مشارکت حداکثری درانتخابات اخیر شوراها و ریاست جمهوری بودند . حرف روشن آنها این است که « ما » از قبل می دانستیم روحانی به وعده هایش عمل نمی کند و بیشتر شعارهایش تبلیغاتی است و هدفش جمع کردن رای برای پیروزی خود دراین مرحله . آنها ازاین هم پا را فراتر گذاشته و می گویند اساسا جریان اصلاح طلبی در ایران جریان معیوب و وابسته ای است و درمجموع اگر عملکردی هم داشته باشد در جهت تحکیم نظام حاکم بوده و کاری به کار مطالبات عمیق اجتماعی مردم ازجمله عدالت و آزادی های اساسی ندارد . سران این جریان همه رانده شدگان از دستگاه حکومت اند و بنابراین اگر دوباره موقعیتی بدست آورده و به حکومت بازگردند تمام تلاش شان دردرجه اول پر کردن جیب های خود و سپس اقوام شان است و درنهایت اگر فرصتی یا امکانی داشتند ناپرهیزی کرده چند شعار یا چند سخنرانی آتشین در انتقاد از وضع موجود ایراد خواهند کرد . هم اکنون یکی از اصلی ترین مطالبه فعالان سیاسی که رفع حصر می باشد وجه المصالحه باندهای قدرت شده و اصلاح طلبان و یا اعتدال گرایان نیز در این میان سعی می کنند به جای حل موضوع از این نمد برای خود کلاهی برگیرند .
شاید همه یا بخشی از این ادعاها درست باشد و دولت روحانی آنچنان که انتظار می رفت یا وعده اش را داده بود تا کنون عمل نکرده باشد . اما هرگز نمی توان از این مقدمه ناخوشایند آن نتیجه را گرفت که پس بهتر بود در انتخابات شرکت نمی کردیم . یا از این پس بهتر است راه اصلاح طلبی یا اعتدال گرایی را رها کرده و به دنبال فعالیت هایی اساسی تر برویم . فعالیت هایی که در نظر تحریمی ها به مقابله با نظام به عنوان یک کلیت منجر می شود و از آنجا که چنین امکانی در شرایط کنونی وجود ندارد نتیجه نهایی اش انفعال ، سرخوردگی ، یاس و انزوای بیشتر فعالان سیاسی خواهد بود . در واقع تحریمی ها با انتقادات شان امروز ما را به همان بن بستی هدایت می کنند که خود سالهاست در آن گرفتارند .
جواب ما به این تحریمی ها مانند گذشته « نه » است . ما به مشارکت خودمان در انتخابات افتخار می کنیم . از اینکه موفق شدیم باندی مخوف از قدرت و سلاح را از گرده ملت برداریم دست کم نمی گیریم . ما همچنان بر ادامه راه خود در جهت اصلاحات تاکید می ورزیم و اصلاحات را یکی از مهم ترین پروژه سیاسی ممکن در شرایط کنونی ایران و جهان می دانیم . دولت روحانی تنها یکی از سکوهای این جریان بوده و موفقیت یا عدم موفقیتش را نیز با همین متر و متراژ می سنجیم . ما با هیچ دولتی یا شخصی عقد اخوت نبسته ایم و هرکسی را در این راه به محک می گذاریم . از تمام دستاوردهای مثبت دولت روحانی ( و حتی اصول گرایان میانه رو ) دفاع و از تمام عملکردهای معیوب یا منفی آنها انتقاد می کنیم . با چشمانی باز مراقب عملکرد نمایندگانی هستیم که با برچسب اصلاح طلبی وارد مجلس شدند و به کمیسیون های اصول گرا پیوستند یا به قولی شریک دزد و رفیق قافله شدند . به مجموعه شورای شهر و شهرداری چشم امید بسته ایم و پیش خود می دانیم که موفقیت همه این افراد در گرو همان برگه های رایی بود که به صورت یک فهرست کامل به صندوق ها ریخته شد . این ملت ایران بود که آنها را از هیچ به همه چیز رساند و به قولی بر تخت عزت نشاند . حال نیز کاملا مراقب اعمال و گفتار آنهاست تا ببیند چه می گویند و چه می کنند . تردیدی وجود ندارد که دولت ها و افراد می آیند و می روند اما ملت ایران باقی و جاودانه است . ملتی که هشیارانه از خادمانش دفاع و از خائنانش به موقع و دقیق حساب کشی می کند . کسی هست که نداند این حساب کشی ها چه زود فرا می رسد ؟ !
برچسب: ایران,
نویسنده: شیوا فرهادی