خرید بک لینک

اگر عاشورا اتفاق نمی افتاد ..

اگر فاجعه عاشورا اتفاق نمی افتاد چه می شد ؟ ( نان خیلی ها را می برید ... مراسمی نبود وو... ) به بیان ساده تر چه می شد که این اتفاق یا اتفاقاتی از این دست نمی افتاد ؟ چون بحث عاشورا و حسین تنها مطرح نیست . در طول تاریخ از این گونه حوادث با شدت و ضعف زیادی اتفاق افتاده است . بخصوص در تاریخ اسلام که مشحون از حوادثی چنین است . پیش از کشته شدن امام حسین دو نفر دیگر به شهادت می رسند که یکی از آنها حجر بن عدی است . یک شیعه علوی که در زمان معاویه دستگیر شده و به طرز فجیعی در مرج عذرا به قتل می رسد . دیگری عمرو بن حمق است که باز در دوران معاویه دستگیر شده و سرش را از تن جدا کرده و برای همسرش که او هم زندانی بود می فرستند . بعد از ماجرای حسین نیز از این حوادث زیاد تکرار می شود . درهمان دوران یزید دو حادثه مهم آتش زدن خانه کعبه و حمله وحشیانه به مدینه اتفاق می افتد که در حادثه دوم تنها گفته می شود هفتصد قاری قرآن به شهادت می رسند .

اساسا این اتفاقات چرا رخ می دهد ؟ چرا هنوز که هنوز است ما از « هر روز عاشورا و هر مکان کربلا» حرف می زنیم . معنای این حرف آن نیست که این داستان هنوز ادامه دارد ؟ یعنی باید منتظر عاشوراهای دیگر و حسین های دیگر بود ؟ این داستان چگونه پایان می یابد ؟

به نظر من برای درک اینکه این داستان چگونه پایان می یابد باید در یابیم آن داستان یا داستان ها چگونه اتفاق افتاد . عامل یا عوامل مهمی که در پدید آوردن این ها نقش داشتند چه بود ؟ دریک جواب روشن و کوتاه باید گفت مهم ترین عامل همان تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت دنیایی بود . تغییری که هنوز به سرجای اول خود برنگشته است . این عامل از دوران خلفای راشدین شروع شده بود اما در دوران معاویه تکمیل شد . معاویه خود را « شاه » می دانست و مانند شاهان رفتار می کرد . او اولین خلیفه ای بود که برای خود دربان وحاجب گذاشت و بین خود و مردم فاصله انداخت . برای خود مامور و پلیس گذاشت و کاخی سبز درست کرد . معاویه کاملا از پادشاهان قدیم ایران تقلید می کرد و می گویند فردی را مامور کرده بود که شب ها برایش از داستان شاهان ایران حکایت کنند . تبدیل خلافت به سلطنت در دوران اوست که صورت می پذیرد . بعد همین رویه است که در دوران مروانیان تکمیل شده و در دوران عباسیان به اوج قدرت و اقتدار خود می رسد .

یزید اساسا پادشاه زیرگ و با تجربه ای نبود بلکه بیشتر فردی شاعر مسلک وخوشگذران بود . دوران خلافت او سه سال و نیم بیشتر دوام نمی آورد . عجیب اینکه می گویند معاویه قصد نداشت یزید را ولیعهد خود کند . یعنی هنوز چنین موضوعی به فکرش نرسیده بود . اولین بار این مغیره بن شعبه بود که این فکر را در ذهن او انداخت و توصیه کرد در زمان حیاتش برای یزید بیعت بگیرد . بنابراین معاویه تقریبا پنج شش سال مانده به پایان خلافتش این طرح را پیشنهاد می کند و از بعضی هم برای یزید بیعت می گیرد . این اوست که به یزید سفارش می کند از سه تن حتما بیعت بگیرد : حسین بن علی ، عبدالله بن زبیر وعبدالله بن عمر . یزید سیاستمداری قوی نبود اما نظامی را که پدرش ساخته بود قدرتمند بود . او مشاورانی ورزیده و مجرب داشت . یک نمونه اش عبیدالله بن زیاد است یا مروان حکم یا شریح قاضی یا عمر بن سعد و دیگران که هرکدام در اجزای این سلطنت تازه شکل گرفته ایفای نقش می کنند .

درواقع این نظام تازه شکل گرفته بود که امام حسین و عبدالله بن زبیر را در سه کنج گذاشته بود و می گفت یا بیعت کنید یا بمیرید . این یک نظام حکومتی قوی و سلطنتی بود . نظامی که در آن تکلیف همه روشن می شد . مخالف در آن جایی نداشت و باید یا تسلیم می شد یا می مرد . روحانیون در آن تکلیف شان روشن بود و باید توجیه گر اعمال حکومت می بودند . سپاهیان همین طور . رعیت در آن تکلیفش روشن بود و باید اطاعت بی چون و چرا می کرد و گرنه مجازات می شد . این نظام سلطنتی تازه شکل گرفته است که طی فرمانی دستور می دهد کار حسین را درهمان صحرای کربلا یکسره کنند . اگر آن نظام تبدیل نشده بود هرگز وقایعی مثل عاشورا اتفاق نمی افتاد . زیرا نظامی را که پیامبر بنیانش را گذاشته بود بر مردم و حق استوار بود . در آن هرچند همه در یک نظام کلی هماهنگ عمل می کردند اما هرکس رای و نظر خودش را داشت . اشخاص به قول معروف به « حق » سنجیده می شدند نه به دوری و نزدیکی شان به خود « نظام » یا فردی که در راس این نظام قرار داشت .

آری تا زمانی که این نظام باقی است هر روز عاشورا و هر سرزمین کربلا خواهد بود . زیرا همانطور که نظام استبدادی در پوشش دین خود را بازتولید می کند جبهه اپوزیسیون نیز خود را در قامت حسین و یارانش بازتولید می کند واین داستان ادامه می یابد . برای اینکه این ماجرا جایی متوقف شود باید آن رابطه دیالکتیکی برداشته شود و برای آنکه آن رابطه برداشته شود باید نظامی تازه مبتنی بر دموکراسی و آزادی شکل بگیرد . نظامی که پیامبران همه آرزوی تحقق آن راداشتند و پیامبر آخرین بینان های آن را هم در مدینه گذاشت اما به دلیل جهل عوام و حیله گری خواص آن نظام به سرعت برچیده شد .

برچسب: درباره عاشورا و محرم,شعر درباره عاشورا و محرم,درباره ماه محرم و عاشورا,درباره ی عاشورا و محرم, نویسنده: شیوا فرهادی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 3:58

صفحه بندی