برابری نگاه برابر می خواهد
اگر زمين صاف بود و مسطح
من تو را برابر يا حتي بزرگ تر از خود مي ديدم
همچنان كه تو مرا برابر يا بزرگ تر از خود مي ديدي
بي هيچ ترديدي.
اما زمين كه گرد شد
من تو را كوچك تر از خود مي بينم
چنانكه تو مرا كوچك تر از خود مي بيني
زمين كه گرد باشد
هركس ديگري را كوچك تر از خود مي بيند
زمين كه گرد باشد
قامت هركس و هرچيز را ميزان فاصله اش به من تعيين مي كند
و اين يعني من مركز زمين هستم
عجب توهم شگفتي !
حق داشتند مردمان قديم زير بار اين نگاه نمي رفتند
وقتي نگاه ها برابر نباشد
چگونه مي توان به برابري رسيد ؟
برچسب: یک شعر کوتاه عاشقانه,یک شعر کوتاه,یک شعر کوتاه از مولانا,یک شعر کوتاه از سعدی,یک شعر کوتاه از حافظ,یک شعر کوتاه برای دوست,یک شعر کوتاه زیبا,یک شعر کوتاه برای مادر,یک شعر کوتاه از سهراب سپهری,یک شعر کوتاه از پروین اعتصامی,
نویسنده: شیوا فرهادی