بيك آباد

متن مرتبط با «زندگی» در سایت بيك آباد نوشته شده است

شرح زندگی خود

  • نیلوبلاگ

    حاج طهماسبی یک سال من شاگردی این حاجی محترم را کردم . ( به گمانم سال 64-65 به هرحال بعد از زندان و پیش از رفتن به دانشگاه بود ) . صبح که می رفتم می دیدم او مغازه را کاملا آب و جاروب زده و تمیز کرده است . انسان عجیبی بود . وقتی اذان می گفتند از خواب برمی خاست . به نانوایی می رفت و چند نان تازه می خرید . به خانه مادر پیرش سر می زد او را تیمار می کرد و برایش صبحانه می گذاشت . به خانه خودشان می رفت و صبحانه آنها را آماده می کرد . به گل ها و باغچه ها آب می داد . سپس به مغازه می آمد و مغازه را به قول خودش مثل یک دسته گل تمیز می کرد . وسواس عجیبی دراین کار داشت . ابتدا با یک جاروی دستی آب زده ه...

    ادامه مطلب